تبلیغات

|

کد قفل کردن راست کلیک

پشتیبانی

 MIRACULOUS movie - عشق جدید پارت ۳۴

عشق جدید پارت ۳۴

یکشنبه 8 بهمن 1396 08:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: {~ℳarɨnette~}
ببینید  امشب سه پارت پشت سر هم گذاشتم ، پس شماهم نظر بدید *-* 
شرط قسمت بعد : مجموع کامنت های این سه پارت بشه ۲۰ تا 
.بعدا نوشت : اهان راستی یادم رفت بنویسم ! داستان ترسناک نیست و شما بعدا متوجه خواهی شد و درضمن مارینت نمیمیره -____- 
.
.
.
.
از زبون *کلویی / کویین بی * 
خواستم حا خالی بدم ولی یهو زیر پام خالی شد و افتادم زمین -_-  اوخ ×-× سایه یه نفر افتاد روم ...سرم رو که بلند کردم با جفت بیکار ها رو به رو شدم -_- ماشینشون هم کنارشون پارک شده بود .....
با لحنی که شرارت توشون موج میزد گفت : گفته بودم از قدرتمند ترم هاج زنبور عسل :/ (اخه ...چیزی ندارم بگم :/ ) ....خواست مشتشو پایین بیاره که یه عصای نارنجی رنگ خورد تو صورتش 0_0 
با عصبانیت گفت : این دیگه کی بوووود ؟ 
سرم رو بالا بردم تا فرشته نجاتم رو ببینم ، قهرمان روباه ! روی ستون وایساده بود .....
گفت : دلت میخواد با رینا روژ بجنگی؟! 
حالا که دیدم حواس اکوماتیز پرته سریع با یه پرش مرتفع روی ستون کنار رینا روژ وایسادم .....
ریناروژ : فهمیدی که اکوما کجاست ؟ 
من : معلومه که نه ! تا الان داشتم فقط باهاشون مبارزه میکردم .....
چشمکی زد و گفت : میبینم که چقدر هم خوب بلدی مبارزه کنی ! 
من : هر هر هر :/ تو قهرمان نمک باشی بهتره -____- 
رینا روژ : بپااااااا !0_0 
___________________________________________________________________________________
از زبون *ادرین* 
به مارینت نگاه کردم ....داشت اشک میریخت! باعث و بانی هر قطره اشک اون دختر من لعنتی ام ! 
دستام رو مشت کردم و به خودم لعنت میفرستادم ....دیوید دستای مارینت رو بسته بود و داشت اونو به سمت گیوتین میبرد (جاااااانم 0_0 ) حالا فقط یه ضربه تیغ مونده بود ....دیگه طاقت نیاوردم و خواستم برم جلو که دو نفر از پشت بازوهام رو سفت گرفتن که با علامت دیوید تیغ گیوتین اومد پایین و اون اتفاقی که نباید میوفتاد جلوی چشمام رخ داد 0_0 
با داد گفتم : نههههههههههه
ادامه در قسمت بعد ....



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 08:30 ب.ظ